ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1674

سفرنامه شاردن ( فارسى )

على قلى خان روز بعد از ورودش به پايتخت در مجلس ضيافتى كه در كاخ صدر اعظم ترتيب يافته بود ضمن بيان شرح فرار خود گفت بديهى است سگ هار را چندان كه تنگ‌تر به زنجير كنند هارتر و درنده‌تر مىگردد ، و من آن كسم كه به سبب تندخويى نزديك به جنون به زندان درافتاده بودم . پس از مدتى نه بسيار دراز شاه به احترام عليقلى خان مجلسى آراست و از او به خوبى پذيرايى كرد و فرمان داد در گذرگاهش تا ايوانى كه براى برپا داشتن مجلس اختصاص يافته بود افزون بر هفتاد قطعه پارچهء زربفت كه هر يك هجده تومان برابر هشتصد تا نهصد ليور و مجموعا معادل بيست هزار اكو بها داشت بگسترانند . رسم بر اين بود آن كس كه اين احترامات براى وى به جا آورده مىشد بايد پا برهنه بر آن پارچه‌هاى زربفت بگذرد و پس از ختم مجلس ضيافت همهء آنها را به خانهء وى مىفرستادند . در پايان مجلس شاه خطاب به عليقلى خان فرمود به حكمى كه مىخوانند گوش فرا دارد . آن گاه به فرمان پادشاه منشى حضور ، حكم انتصاب او را به منصب حكومت خراسان - باكتريان - برخواند . خراسان يكى از مهم‌ترين ايالات ايران ، و حكومت بر آن جا از جمله مناصب عالى است اما چون عليقلى خان شنيده بود كه در آن جا شورش و ناامنى برپا شده و نخواست مسؤوليت آن منطقهء آشوب زده را به گردن بگيرد ، يا اين مقام را پست‌تر از مقام قديمش كه سردارى كلّ قشون بود ، مىشمرد ، قدم جسارت پيش نهاد ، از الطاف ملوكانه تشكر ، و استدعا كرد چون پير و فرومانده شده اجازه فرمايد تا پايان عمر در پايتخت به خدمتگزارى مشغول باشد . چندى بعد شاه حكومت ارمنستان را كه پايتختش ايروان است به او واگذار نمود ، و على قلى خان به همان بهانه كه مايل است تا آخرين روز زندگى در آستان مبارك مقيم باشد اظهار تشكر ، و استدعا كرد ، وى را از اين خدمت معاف فرمايد ؛ و سرانجام پس از مدتى پادشاه فرماندهى كل قشون را كه بنا به رسم هميشه منضم به حكومت آذربايجان مىباشد ، و تبريز مركز آنست به او محول فرمود . اين بار نيز با وجود چنين مرحمت شايان كه در حقّ او مبذول داشته بود چنين مىنمود كه بدين قدر رضا نيست . سپس قدم جرأت و جسارت پيش نهاد و معروض داشت اكنون كه آن اعليحضرت مرا به اين لطف بزرگ مىنوازند با نهايت فروتنى استدعا دارم حكومت فلان شهرك و فلان قريه را نيز بر آن بيفزايند تا بهتر بتوانم شكوه و جلال مقام خويش را